تبليغاتX
آخرین اخبار ماهواره + همه چیز

آخرین اخبار ماهواره + همه چیز

یبلیبلیب

مطالعه پارامسی

پارامسی ها پروتوزوئرهای تک سلولی (یونی سلولار) هستند و در شاخه مژه داران و سلسله پروتیستا طبقه بندی می‌شوند. آنها در آب های آرام و آبگیرهای راکد زندگی می‌کنند و بخش اصلی زنجیره غذایی را تشکیل می‌دهند. آنها از پسمانده جلبکها و سایر موجودات ریز تغذیه می‌کنند و خودشان توسط موجودات کوچک دیگر خورده می‌شوند. تمام اعضای شاخه مژه داران (سیلیوفورا) به وسیله برآمدگی های ریز مو مانندی که مژه نامیده می‌شود حرکت می‌کنند.
پارامسی قادر نیست شکل بدنش را مانند آمیب تغییر دهد زیرا غشای (پوسته ی) بیرونی ضخیم و سختی به نام پلیکل دارد. پلیکل غشای سلولی را فرا می‌گیرد.
پارامسی دو نوع هسته دارد. هستهٔ بزرگ ماکرونوکلئوس نامیده می‌شود و فعالیتهایی مانند تنفس، سنتز پروتئین و هضم غذا را کنترل می‌کند. هستهٔ کوچک تر میکرونوکلئوس می‌باشد و تنها در طی تولید مثل به کار گرفته می‌شود. تولید مثل در پارامسی شامل تبادل DNA بین میکرونوکلئوس است. برای انجام این امر دو پارامسی از طول به هم می چسبند و از طریق دهان سلولی به هم ملحق می‌شوند. این فرایند گشنگیری نامیده می‌شود و نوعی تولید مثل جنسی در میکروارگانیسم ها می‌باشد.

دو نوع سیتوپلاسم در پارامسی وجود دارد. سیتوپلاسمی که در کناره‌ها قرار دارد صاف و کم تراکم است و اکتوپلاسم نامیده می‌شود. بقیهٔ سیتوپلاسم غلیظ تر است و اندو پلاسم نامیده می‌شود.
اگر پارامسی در مسیر حرکت خود با جسم جامدی برخورد کند، مژک ها به سمت روبرو می زنند که باعث می شود تا پارامسی دنده عقب برود.
از لحاظ اندازه تک سلولی هایی بزرگ به شمار می آیند. 5 تا 6 عدد از آنها در یک میلی متر جا می گیرند و طولی در حدود 180 تا 300 میکرومتر دارند (هر میکرومتر برابر یک میلیونیم متر و یک ده هزارم سانتی متر و یک هزارم میلی متر است). این جانداران ساکن آب شیرین هستند. یعنی غلظت آب بیرون از غلظت آب درون بدن این ها بیشتر است. بنابراین طبق پدیده ی اُسمُز آب از محیط بیرون به داخل بدن این ها نفوذ می کند. بنابراین حجم آب درون سلول به تدریج افزایش می یابد.

نوعی تولید مثل جنسی در پارامسی دیده شده است. هنگامی که سلول به اندازه کافی رشد کرده و بزرگ شود تقسیم دو تایی کرده و به دو سلول جدید تبدیل می شود (توجه داشته باشید که تقسیم دوتایی تولیدمثل غیرجنسی است). اگر جاندار در شرایط سخت قرار گیرد هسته یک تقسیم میوز کرده و به دو هسته تقسیم می شود. پارامسی ای که چنین کاری کرده است با یک پارامسی مثل خود کنار هم قرار می گیرند و غشا ها به می پیوندند. سپس هسته های میوزی با هم تلفیق شده و تقسیمی صورت گرفته و 4 سلول جدید به وجود می آیند. در چنین حالتی اگر یک صفت خوب یا بد باشد در تمام نسل بعد پخش می شود.

==================

پارامسی آغازی ای تک سلولی است. از لحاظ شکل به کف کفش شبیه است! پارامسی نوعی آغازی جانور مانند (پروتوزوا) است و از باکتری ها و موجودات کوچکتر تغذیه می کند. پارامسی در بخشی از بدن خود دارای یک فرو رفتگی با نام شکاف دهانی یا دهان سلولی (Oral Groove) است که غذا را از این طریق وارد بدن خود می کند. پارامسی جزو دسته ای از آغازیان با نام مژک داران است. یعنی اطراف بدنش را مژک های بسیاری پوشانده اند. این مژک ها دو کار مشخص انجام می دهند:

·         غذا را به سمت شکاف دهانی هدایت می کنند.

·         این مژک ها با حرکات هماهنگ خود باعث حرکت پارامسی می شوند. زنش مژک ها همانند حرکت پاهای هزارپا است.

اگر پارامسی در مسیر حرکت خود با جسم جامدی برخورد کند، مژک ها به سمت روبرو می زنند که باعث می شود تا پارامسی دنده عقب برود

.

از لحاظ اندازه تک سلولی هایی بزرگ به شمار می آیند. 5 تا 6 عدد از آنها در یک میلی متر جا می گیرند و طولی در حدود 180 تا 300 میکرومتر دارند (هر میکرومتر برابر یک میلیونیم متر و یک ده هزارم سانتی متر و یک هزارم میلی متر است). این جانداران ساکن آب شیرین هستند. یعنی غلظت آب بیرون از غلظت آب درون بدن این ها بیشتر است. بنابراین طبق پدیده ی اُسمُز آب از محیط بیرون به داخل بدن این ها نفوذ می کند. بنابراین حجم آب درون سلول به تدریج افزایش می یابد.

 قبلاً درباره نوع دیگری از تک سلولی ها که در یکی از پست ها بود صحبت کرده ام. وقتی از معلممان پرسیدم گفت که شاید آنها پارامسی های کوچک بوده اند ولی اندازه آنها 7-10 میکرومتر بود! اگر به شکل زیر که از آن تک سلولی گرفته ام کمی بیشتر دقت کنیم واکوئل ضربان دار به صورت حفره ای در انتهای سلول در سمت راست شکل دیده می شود. وقتی می خواستم از این جانداران عکس بگیرم صبر می کردم تا آب زیر لام خشک شود سپس عکس بگیرم. ولی هیچ سلولی نمی یافتم. احتمالاً با وجود کم آبی محیط اطراف هنوز واکوئل ضربان دار کار پمپاژ را انجام می داده و در نتیجه آب سلول را نیز به بیرون پمپ می کرده است! اطراف سلول کمی تار است. شاید مژک ها باشند ولی من از آن به عنوان تاژک دار یاد کرده ام. همچنین آنها از نور گریزان بودند. در ویکی پدیای انگلیسی به موضوعی برخوردم که جدیداً محققان متوجه فعالیت این جاندار در برابر نور شده اند. احتمالاً معلممان راست گفته بود!

نوعی تولید مثل جنسی در پارامسی دیده شده است. هنگامی که سلول به اندازه کافی رشد کرده و بزرگ شود تقسیم دو تایی کرده و به دو سلول جدید تبدیل می شود (توجه داشته باشید که تقسیم دوتایی تولیدمثل غیرجنسی است). اگر جاندار در شرایط سخت قرار گیرد هسته یک تقسیم میوز کرده و به دو هسته تقسیم می شود. پارامسی ای که چنین کاری کرده است با یک پارامسی مثل خود کنار هم قرار می گیرند و غشا ها به می پیوندند. سپس هسته های میوزی با هم تلفیق شده و تقسیمی صورت گرفته و 4 سلول جدید به وجود می آیند. در چنین حالتی اگر یک صفت خوب یا بد باشد در تمام نسل بعد پخش می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط پدرام  | 

متلتلاتلا

مطالعه پارامسی

پارامسی ها پروتوزوئرهای تک سلولی (یونی سلولار) هستند و در شاخه مژه داران و سلسله پروتیستا طبقه بندی می‌شوند. آنها در آب های آرام و آبگیرهای راکد زندگی می‌کنند و بخش اصلی زنجیره غذایی را تشکیل می‌دهند. آنها از پسمانده جلبکها و سایر موجودات ریز تغذیه می‌کنند و خودشان توسط موجودات کوچک دیگر خورده می‌شوند. تمام اعضای شاخه مژه داران (سیلیوفورا) به وسیله برآمدگی های ریز مو مانندی که مژه نامیده می‌شود حرکت می‌کنند.
پارامسی قادر نیست شکل بدنش را مانند آمیب تغییر دهد زیرا غشای (پوسته ی) بیرونی ضخیم و سختی به نام پلیکل دارد. پلیکل غشای سلولی را فرا می‌گیرد.
پارامسی دو نوع هسته دارد. هستهٔ بزرگ ماکرونوکلئوس نامیده می‌شود و فعالیتهایی مانند تنفس، سنتز پروتئین و هضم غذا را کنترل می‌کند. هستهٔ کوچک تر میکرونوکلئوس می‌باشد و تنها در طی تولید مثل به کار گرفته می‌شود. تولید مثل در پارامسی شامل تبادل DNA بین میکرونوکلئوس است. برای انجام این امر دو پارامسی از طول به هم می چسبند و از طریق دهان سلولی به هم ملحق می‌شوند. این فرایند گشنگیری نامیده می‌شود و نوعی تولید مثل جنسی در میکروارگانیسم ها می‌باشد.

دو نوع سیتوپلاسم در پارامسی وجود دارد. سیتوپلاسمی که در کناره‌ها قرار دارد صاف و کم تراکم است و اکتوپلاسم نامیده می‌شود. بقیهٔ سیتوپلاسم غلیظ تر است و اندو پلاسم نامیده می‌شود.
اگر پارامسی در مسیر حرکت خود با جسم جامدی برخورد کند، مژک ها به سمت روبرو می زنند که باعث می شود تا پارامسی دنده عقب برود.
از لحاظ اندازه تک سلولی هایی بزرگ به شمار می آیند. 5 تا 6 عدد از آنها در یک میلی متر جا می گیرند و طولی در حدود 180 تا 300 میکرومتر دارند (هر میکرومتر برابر یک میلیونیم متر و یک ده هزارم سانتی متر و یک هزارم میلی متر است). این جانداران ساکن آب شیرین هستند. یعنی غلظت آب بیرون از غلظت آب درون بدن این ها بیشتر است. بنابراین طبق پدیده ی اُسمُز آب از محیط بیرون به داخل بدن این ها نفوذ می کند. بنابراین حجم آب درون سلول به تدریج افزایش می یابد.

نوعی تولید مثل جنسی در پارامسی دیده شده است. هنگامی که سلول به اندازه کافی رشد کرده و بزرگ شود تقسیم دو تایی کرده و به دو سلول جدید تبدیل می شود (توجه داشته باشید که تقسیم دوتایی تولیدمثل غیرجنسی است). اگر جاندار در شرایط سخت قرار گیرد هسته یک تقسیم میوز کرده و به دو هسته تقسیم می شود. پارامسی ای که چنین کاری کرده است با یک پارامسی مثل خود کنار هم قرار می گیرند و غشا ها به می پیوندند. سپس هسته های میوزی با هم تلفیق شده و تقسیمی صورت گرفته و 4 سلول جدید به وجود می آیند. در چنین حالتی اگر یک صفت خوب یا بد باشد در تمام نسل بعد پخش می شود.

==================

پارامسی آغازی ای تک سلولی است. از لحاظ شکل به کف کفش شبیه است! پارامسی نوعی آغازی جانور مانند (پروتوزوا) است و از باکتری ها و موجودات کوچکتر تغذیه می کند. پارامسی در بخشی از بدن خود دارای یک فرو رفتگی با نام شکاف دهانی یا دهان سلولی (Oral Groove) است که غذا را از این طریق وارد بدن خود می کند. پارامسی جزو دسته ای از آغازیان با نام مژک داران است. یعنی اطراف بدنش را مژک های بسیاری پوشانده اند. این مژک ها دو کار مشخص انجام می دهند:

·         غذا را به سمت شکاف دهانی هدایت می کنند.

·         این مژک ها با حرکات هماهنگ خود باعث حرکت پارامسی می شوند. زنش مژک ها همانند حرکت پاهای هزارپا است.

اگر پارامسی در مسیر حرکت خود با جسم جامدی برخورد کند، مژک ها به سمت روبرو می زنند که باعث می شود تا پارامسی دنده عقب برود

.

از لحاظ اندازه تک سلولی هایی بزرگ به شمار می آیند. 5 تا 6 عدد از آنها در یک میلی متر جا می گیرند و طولی در حدود 180 تا 300 میکرومتر دارند (هر میکرومتر برابر یک میلیونیم متر و یک ده هزارم سانتی متر و یک هزارم میلی متر است). این جانداران ساکن آب شیرین هستند. یعنی غلظت آب بیرون از غلظت آب درون بدن این ها بیشتر است. بنابراین طبق پدیده ی اُسمُز آب از محیط بیرون به داخل بدن این ها نفوذ می کند. بنابراین حجم آب درون سلول به تدریج افزایش می یابد.

 قبلاً درباره نوع دیگری از تک سلولی ها که در یکی از پست ها بود صحبت کرده ام. وقتی از معلممان پرسیدم گفت که شاید آنها پارامسی های کوچک بوده اند ولی اندازه آنها 7-10 میکرومتر بود! اگر به شکل زیر که از آن تک سلولی گرفته ام کمی بیشتر دقت کنیم واکوئل ضربان دار به صورت حفره ای در انتهای سلول در سمت راست شکل دیده می شود. وقتی می خواستم از این جانداران عکس بگیرم صبر می کردم تا آب زیر لام خشک شود سپس عکس بگیرم. ولی هیچ سلولی نمی یافتم. احتمالاً با وجود کم آبی محیط اطراف هنوز واکوئل ضربان دار کار پمپاژ را انجام می داده و در نتیجه آب سلول را نیز به بیرون پمپ می کرده است! اطراف سلول کمی تار است. شاید مژک ها باشند ولی من از آن به عنوان تاژک دار یاد کرده ام. همچنین آنها از نور گریزان بودند. در ویکی پدیای انگلیسی به موضوعی برخوردم که جدیداً محققان متوجه فعالیت این جاندار در برابر نور شده اند. احتمالاً معلممان راست گفته بود!

نوعی تولید مثل جنسی در پارامسی دیده شده است. هنگامی که سلول به اندازه کافی رشد کرده و بزرگ شود تقسیم دو تایی کرده و به دو سلول جدید تبدیل می شود (توجه داشته باشید که تقسیم دوتایی تولیدمثل غیرجنسی است). اگر جاندار در شرایط سخت قرار گیرد هسته یک تقسیم میوز کرده و به دو هسته تقسیم می شود. پارامسی ای که چنین کاری کرده است با یک پارامسی مثل خود کنار هم قرار می گیرند و غشا ها به می پیوندند. سپس هسته های میوزی با هم تلفیق شده و تقسیمی صورت گرفته و 4 سلول جدید به وجود می آیند. در چنین حالتی اگر یک صفت خوب یا بد باشد در تمام نسل بعد پخش می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط پدرام  | 

امیدوارم لحظات خوبی را در این سایت سپری بکنیدبرای استفاده کامل از این

 سایت به آرشیو موضوعات سایت (سمت راست) توجه کنید.

 

 

این سایت توسط افراد زیر اداره میشود.

 

پدرام:(مدیر سایت و نویسنده بخش ماهواره)

 

 زهرا:(نویسنده بخش درباره زنان)

 

پیمان:(بخش هنر)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط پدرام  | 

دانلود فیلم سینمایی ترسناک و مهیج RED EYE (چشم قرمز) با بازی سونگ ایل گوک (جومونگ)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط پدرام  | 

فیلم The eye

فیلم The eye

ماجرای فیلم: Sydney Wells دختری است که در سن پنج سالگی به طور اتفاقی توسط خواهرش نابینا می شود. او پس از یک عمل پیوند قرنیه متوجه می شود که می تواند افراد مرده را ببیند. او به کمک دکترش، شخصی که چشممش را به او بخشده است را پیدا می کند  تا پرده از راز این ماجرا بردارد.

لینک دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط پدرام  | 

دانلود فیلم هنر گول زنی

دانلود فیلم هنر گول زنی

ژانر: کمدی, عاشقانه

فایل منتشر شده The Art Of Seduction 2005 – wmv

کیفیت: R5 – خوب

فرمت: wmv

حجم: ۲۹۸ MB

سال تولید: ۲۰۰۵

زیرنویس فارسی: دارد

خلاصه داستان: فیلم هنر اغوا / گول زنی محصول سال ۲۰۰۵ کره که در ژانر کمدی عاشقانه می باشد و بازیگرانی چون سونگ ایل گوک و سون یا جین در آن نقش آفرینی کردند به دلیل برخورداری از تعداد تماشاچی بالا به محبوبیت بسیاری رسید. این فیلم نزدیک به دو میلیون و سیصد هزار تماشا کننده داشت…

حجم: ۲۹۸ MB

دانلود با لینک مستقیم

icon منبع: www.2.magicp30-2.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط پدرام  | 

سفیدک غلات

سفیدک

سفيدك حقيقي يكي از بيماريهاي مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بيماري قارچ Erysiphe

graminis (Blumeria graminis) است كه يك انگل اجباري است و روي جو بيشتر از سايرغلات خسارت

وارد مي كند .

علائم بيماري بصورت لكه هاي سفيد رنگ است كه توسط توده ميسليومي سفيد مايل به خاكستري در

 سطح برگ و سنبله ها نيز آلوده شوند . اندامهاي باردهي قارچ به رنگ خاكستري مايل به زرد تا تيره در

 سطح ميسليومهاي پير تشكيل مي شود . در سطح زيرين برگ ؛ در محل آلودگي ، نقاط زرد ريز با بافت

 مرده ديده مي شود . در سطح ميسليومهاي كنيدي برها به وجود مي‌آيند كه كنيديهاي پودري زيادي

توليد مي‌كنند .

در اواخر فصل رويش ، اندامهاي باردهي جنسي قارچ ( كليستوتيشيوم ) ، به رنگ تيره در سطح توده

 ميسليوم ، به صورت پراكنده قابل تشخيص است . ميسليومهاي قارچ معمولاً به صورت سطحي توسعه

 مي يابند . و تناه در قسمتهاي كه هوستوريوم توليد مي شود ، ميسليوم به داخل سلولهاي اپيدرمي

 نفوذ مي كند . در سطح ميسليوم كنيدي برهاي زيادي تشكيل مي شود كه حامل كنيدي هاي تخم

 مرغي ، شفاف و تك سلولي به ابعاد 8- 10* 20-35 ميكرون است . اندامهاي توليد مثل جنسي

(كليستوتيشيوم ) قارچ كروي ، سياهرنگ با ديواره سخت و به قطر 150-300ميكرون است . اين اندامها

 براي توليد آسكوسپور رسيده و به شرايط آب و هوايي و يا زمستانگذراني نياز دارند و

كليستوتيشيومهايي كه روي گياهان در حال رشد ديده مي شود ، معمولاً داراي آسكوسپورهاي نارس

 هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصي بالايي در مقابل ميزبان برخوردار است ، به طوري كه براي

 هر يك از ميزبانها ، فرمهاي اختصاصي مخصوص به آن ميزبان وجود دارد. مثلاً ترتيكاله نسبت به فرمهاي

 مربوط به جو و گندم مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهد . هر يك از فرمهاي اختصاصي نيز نژادهاي

 فيزيولوژيك مختلفي را شامل مي شود .

عكس العمل ارقام مختلف ميزبان متفاوت است وجود لكه هاي زرد و قهوه اي همراه با رشد توده

ميسليوم و اسپور زايي زياد ، از مختصات ارقام حساس محسوب مي‌شود : در حاليكه در ارقام مقام لكه

 ها روشن بوده ، توده ميسليومي ديده نمي شود .كليستوتيشيوم قارچ بوفور در روي بافت آلوده ميزبن

 تشكيل مي شود ؛ اما آسكوسپور رسيده در آنها بندرت يافت مي شود . ظاهراً آسكوسپورها در ايجاد

 آلودگي اوليه نقش زيادي ندارند . توسعه قارچ بيشتر توسط ميسليومهايي كه در روي بقاياي گياهي

 آلوده يا ساير گياهان زنده زمستانگذراني مي‌كنند صورت مي‌گيرد .

کنترل:

بهترين روش كنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشي اندامهاي هوايي گياه

 توسط قارچكشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نيز در بعضي از مناطق متداول است

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

کپک صورتی غلات

این بیماری به اسامی مختلفی از جمله ؛ بلایت فوزاریومی سنبله، بلایت سنبله، سفید شدن سنبله، اسکب گندم (Wheat Scab) ، کپک صورتی یا اسکب صورتی، بیماری Tombstone و بیماری Fusarium glume spot شناخته شده و نامگذاری گردیده است.

نشانه‌های بیماری
نخستین نشانه آلودگی سنبله‌ها، ایجاد یک لکه کوچک آبسوخته و کم و بیش قهوه‌ای رنگ، در قاعده یا وسط گلوم یا روی محور سنبله است. سپس این آبسوختگی و بیرنگ شدن از نقطه آلودگی در تمام جهات گسترش می‌یابد. آلودگی ممکن است فقط سنبلچه‌های منفرد یا کل سنبله را در برگیرد. در امتداد لبه گلومها و یا در قاعده سنبلچه‌ها رشد میسلیومی صورتی تا قرمز رنگ به حالت کرکی بوضوح دیده می‌شود. دانه‌های گندم سنبلچه‌های آلوده اغلب چروکیده، تیره رنگ ، پوک و لاغر می‌باشند. سنبلچه‌های آلوده قبل از بلوغ سفید رنگ می‌شوند. در صورتی که هوای گرم و مرطوب ادامه یابد، سنبلچه‌های روی سنبله‌هایی که زود آلوده شده‌اند هنگام برداشت محصول با ظهور پریتسیوم‌های آبی - سیاه، خالدار می‌شوند).

عامل بیماری و ویژگیهای فیزیولوژیکی آن
هرچند گونه‌هایی از جنس Fusarium بعنوان عامل این بیماری معرفی گردیده‌اند، ولی گونه F.graminearum Schwabe یکی از مهمترین آنها شناخته شده است. این گونه در سال 1977 توسط ارشاد (1374) از گندمهای منطقه مازندران گزارش گردید. گونه اخیر دارای دو گروه است، گروه I آن به ریشه و طوقه و گروه II آن به سنبله گندم حمله می‌کند. فرم جنسی قارچ عامل بیماری بنام Giberella zeae(schw.)Petch می‌باشد که ایجاد پریتسیوم می‌کند.
کاظمی (1376) از مزارع آلوده گرگان و گنبد، تعداد 32 نمونه بطور مجزا جمع‌آوری نمود. در این مزارع سنبله‌های آلوده، به لحاظ وجود پوشش صورتی - نارنجی رنگ قارچ، از سنبله‌های سالم قابل تشخیص بودند. در آزمایشگاه از نمونه‌های جمع‌آوری شده، 18 جدایه فوزاریوم جداسازی و خالص شده و گونه تمامی جدایه‌ها، F.graminearum تشخیص داده شد. همچنین به منظور انتخاب بیماریزاترین جدایه‌ها، از توانایی آنها در بروز (incidence) بیماری در سنبله‌ها استفاده شد که با توجه به نتایج بدست آمده تعداد 5 جدایه با 87 تا 100 درصد آلوده‌سازی خوشه‌ها، برای مطالعات و بررسیهای بعدی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین می‌توان دریافت، این گونه می‌تواند عامل اصلی بیماری در منطقه باشد.
مهمترین ویژگی گونه F.graminearum تولید مایکوتوکسین‌های مختلف ، با توجه به شرایط محیطی و نوع میزبان می‌باشد، که عامل مایکوتوکسیکوزهای شدید در انسان و حیوانات است و از علایم آنها بی‌اشتهایی، تهوع و گرفتگی ماهیچه‌ها می‌باشد. در بررسی 37 نمونه دانه گندم از مزارع آلوده به این بیماری در مازندران، غلظت زیرالنون (ZON) بین 6/42-3 و داکسی نیوالنول (DON) تا 5/10 میلی‌گرم در کیلوگرم برآورد شده و تأثیر بیولوژیکی این مایکوتوکسین‌ها در غلظت‌های متعارف، روی لاروهای خرچنگ دریایی آب شور تا 85 درصد تعیین گردید (زمانی‌زاده و خورسندی، 1374).
همچنین به منظور ارزیابی آلودگی مزارع شمال کشور به مایکوتوکسین‌های فوزاریوم در سال 1375، 35 نمونه از گندمهای تازه درو شده شمال ایران (مناطق گنبد و گرگان) جمع‌آوری شده و وجود و میزان 8 مایکوتوکسین؛ نیوالنول، داکسی نیوالنول، فوزارنون ـ ایکس، دی استوکسی سیرپنول، نیوسولانیول، تی-توکسین، اچ تی- 2 توکسین و زیرالنون، بطور همزمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که از مجموع 35 نمونه حاوی مقادیر بسیار بالایی زیرالنون بودند. میانگین مقادیر نیوالنول ppm 6/577 ، نیوسولانیول ppm 2/476 و زیرالنون ppm 3/3464 بود. در ضمن سایر توکسین‌ها در هیچ یک از نمونه‌های مورد بررسی یافت نشدند (یزدان پناه و همکاران، 1377).
گلزار و همکاران (1379) ارتباط بین تولید توکسین داکسی نیوالنول و بیماریزایی جدایه‌های قارچ F.graminearum ، عامل بلایت سنبله گندم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور هشت جدایه قارچ عامل بیماری با توانایی تولید مقادیر متفاوت توکسین DON شامل؛ دو جدایه با حداکثر میزان تولید (mg/g 4/2156 و 2/1969) ، دو جدایه با توکسن زایی متوسط (mg/g 5/580 و 539) ، دو جدایه با توکسین زایی پایین (mg/g 52/269 و 2/176) و دو جدایه نیز بدون توانایی تولید توکسین DON ، بطور تصادفی از جدایه‌های گونه مزبور انتخاب شدند. مایه‌زنی گندم رقم فلات در مرحله گلدهی، با سوسپانسیون 20-15 ماکروکنیدی، در 10 میکرو لیتر آب مقطر استریل، در یک سنبلچه میانی هر سنبله انجام شد. پیشرفت بیماری در سه مرحله 10، 15 و 20 روز بعد از مایه‌زنی با شمارش تعداد سنبلچه آلوده ارزیابی گردید. از نتایج بدست آمده چنین استنباط گردید؛ در جدایه‌هایی که دارای توانایی تولید بالای توکسین DON می‌باشند، این عامل موجب افزایش ویرولانس قارچ عامل بیماری می‌گردد.
تاثیر فیتوتوکسین‌های نیمه خالص F.graminearum ، روی بذور در حال جوانه‌زنی و بافت گندم در رابطه با مقاومت گندم به بلایت فوزایومی خوشه مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار 26 لاین گندم نان، از نقطه نظر تحمل بالقوه بذور در حال جوانه‌زنی به فیتوتوکسین‌ها با استفاده از فیتوتوکسین‌های نیمه خالص قارچ عامل بیماری بررسی شده و همبستگی تحمل آنها به عصاره فیتوتوکسیک و مقاومت مزرعه‌ای آنها نیز محاسبه گردید. با تیمار قطعات کولئوپتیل در حال رشد همان ارقام، بوسیله فیتوتوکسین‌های نیمه خالص، نتایج نشان داد که اگر چه تنوع پذیری زیادی بین لاین‌های متفاوت گندم از نظر تحمل آنها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص وجود داشت، لیکن هیچ همبستگی میان تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه‌خالص و شاخص بیماری (ns 08/0R=) و بین تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص و حدوث بیماری (ns 08/0- R=) وجود نداشت (پاکدامن و همکاران، 1379) .

چرخه بیماری
عامل بیماری زمستان را در بقایای میزبان می‌گذارند، بقایان گندمیان، ساقه ذرت و کلش گندم از منابع اولیه آلودگی بحساب می‌آیند و در عین حال در بذور گندم نیز باقی می‌مانند. کنیدیها یا آسکوسپورهای حـاصل از این منـابع آلـودگی بـه وسیلـه بـاد انتشـار یـافته و در مـرحله گلـدهی (Anthesis) که حساسترین مرحله گندم به بیماری است، موجب آلوده‌سازی گیاه می‌شوند. در این مرحله سطوح بالایی از اسید آمینه‌های کولین (choline) و بتیین (betaine) درون بساکهای بیرون زده از گل، تولید شده و این مواد باعث تحریک رشد قارچ F.graminearum گردیده و به دنبال آن آلودگی سنبله توسط این پاتوژن شدت می‌یابد. از آنجایی که دوره اصلی آسیب‌پذیری گندم به بیماری در طول مرحله گرده‌افشانی است، قارچ عموماً به یک سیکل آلودگی در فصل محدود می‌شود. فراوانی اینوکلوم اولیه و شرایط آب و هوایی در طور مرحله گرده‌افشانی، از عوامل تعیین کننده شدت این بیماری است. تنش‌های تغذیه‌ای نیز ممکن است حساسیت گیاه را به آلودگی افزایش دهند. درجه حرارت مناسب برای آلودگی و توسعه بیماری 25 درجه سانتیگراد است، در دمای 15 درجه سانتیگراد آلودگی کم بوده یا اصلاً اتفاق نمی‌افتد و بروز بیماری در درجه حرارت 20 تا 30 درجه سانتیگراد شدت می‌یابد. دوره‌های رطوبتی مورد نیاز برای آلودگی بسته به دما و مرحله رشدی گیاه از 36 تا 72 ساعت متغیر است و این دوره‌ها بخصوص در مرحله گلدهی برای آلودگی اهمیت دارد.
ملیحی پور (1376) بیماری بلایت خوشه گندم و نقش چند عامل محیطی در توسعه آن در مناطق گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور داده‌های مربوط به یک سری از عوامل جوی که احتمال می‌رفت، مساعد بودن آنها در دوره گلدهی ارقام مختلف مربوط به یک سری از بیماری بلایت فوزاریومی خوشه را افزایش دهد، برای سالهای 76-1371 از ایستگاههای هواشناسی هاشم آباد (گرگان) و قراخیل (مازندران) تهیه شده و جهت مطالعات مربوط در نظر گرفته شدند. برای هریکی از سالهای مذکور درصد وقوع بیماری در گندم رقم فلات نشان داد که از بین عوامل جوی مورد بررسی، دو عامل میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی، با وقوع بیماری در این رقم همبستگی بالایی دارند. بعبارت دیگر رابطه خطی معنی‌داری بین میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی با میزان بیماری در گندم رقم فلات وجود دارد.

مبارزه
در ارزیابی مقاومت ارقام و لاین‌های گندم به بیماری بلایت فوزایومی سنبله، مقاومت نسبی 64 رقم و لاین با استفاده از سه روش؛ مایه زنی مصنوعی (تست درون شیشه‌ای, سنبله‌های جدا شده و متصل به گیاه) طی سالهای 1374 و 1375 تعیین گردید. برای این منظور مخلوطی از هشت جدایه قارچ عامل بیماری، باغلظت 20 اسپور در پنج میکرولیتر تهیه شد و سپس ارقام و لاین های مورد نظر به ترتیب در مراحل گیاهچه (آزمایش درون شیشه ای) و گیاه بالغ (سنبله های جدا شده و متصل به گیاه) مایه‌زنی گردیدند. نتایج حاصل نشان داد، ارقام Sumai#3, Sara/Jup/Biy, Pavon, Pasa و Wang Shui-bai نسبت به بیماری متحمل بودند (ممرآبادی و همکاران، 1379).
یکی از مباحث جالب توجه در بیماری شناسی گیاهی، القای مقاومت می‌باشد. در یک پژوهش، امکان القای مقاومت در ارقام حساس گندم به بیماری فوزاریومی خوشه بررسی شد. بدین منظور همزمان با شروع گلدهی در رقم فلات، سنبله‌ها بطور جداگانه با فعال کننده‌های گیاهی همچون اسید سالسیلیک، عصاره مخمر و میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری، بوسیله اتوکلاو (1درصد وزن به حجم) دو بار به فاصله 24 ساعت از هم تیمار شده و سپس مایه‌زنی سنبله‌ها با اسپورهای F.graminearum انجام پذیرفت. برای هر محرک 100 سنبله و دو سری شاهد در نظر گرفته شد که یک سری از آنان با آب مقطر استریل و سری دیگر فقط با قارچ عامل بیماری تیمار شدند. نتایج نشان داد که فقط میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری قادر به جلوگیری از پیشرفت بیماری بر روی سنبله می‌باشد. زیرا پاتوژن پس از تزریق در سنبلچه میانی، موفق به گسترش و آلوده‌سازی تمام سنبله نشد. این نتایج حاکی از این بود که می توان از ترکیبات خاصی، بعنوان فعال‌کننده‌های مکانیزم دفاع در گیاهان علیه پاتوژنها استفاده نمود(کاظمی و همکاران، 1377).
محمدی و کاظمی (Mohammadi and Kazemi 2002) برای اولین بار میزان فعالیت و نقش آنزیمهای پلی فنل اکسیداز و پراکسیداز در سنبله‌های ارقام حساس و مقاوم گندم به بیماری فوزاریومی خوشه و القای مقاومت را مورد بررسی قرار دادند. آنزیم اکسیدکننده پلی فنل اکسیداز (PPO) یکی از مهمترین آنزیمهای دفاعی گیاهان علیه عوامل بیماریزا و آفات محسوب می شود. این آنزیم در اکسیده کردن فنل های گیاهی به کینون ها (ترکیبات سمی ضدمیکروبی) و لیگنین کردن دیواره سلولی گیاه میزبان در برهم کنش ناسازگار نقش بسزایی دارد. در این پژوهش، میزان فعالیت اختصاصی این آنزیم به روش اسپکتروفتومتری، در ارقام متحملWang Shui-bai و Sumai#3 و حساس فلات و گلستان در چهار مرحله تکامل سنبله شامل گلدهی، شیری، خمیری و رسیدن کامل دانه، مورد سنجش قرار گرفت. خصوصیات بیوشیمیایی بدست آمده از بهینه سازی فعالیت PPO سنبله گندم شامل؛ سرعت خطی واکنش (Kinetics) در 30 ثانیه حداکثر جذب در 515 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/6 ، مناسبترین غلظت سوبستریت پایروکتکول 20 میلی مول و کمک آنزیم ال - پرولین 5 میلی مول بود. فعالیت این آنزیم براساس پروتئین خام محلول، در سنبله تلقیح شده ارقام متحمل، در مرحله شیری به حداکثر میزان رسید و متعاقباً کاهش یافت ، این میزان در مقایسه با شاهدهای مربوطه، به بیش از سه برابر رسید. در ارقام حساس فلات و گلستان میزان فعالیت PPO تا نصف آن در ارقام متحمل کاهش یافت. رنگ آمیزی فعالیت این آنزیم در ژل بومی پلی‌اکریل آمید، تعداد یک آیزوزایم بازی و 6 تا 8 آیزوزایم اسیدی را آشکار ساخت. همچنین تراکم و ضخامت باندهای اسیدی PPO در نمونه‌های مایه‌زنی شده، به مراتب بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. عصاره F.graminearum تنها یک باند بازی را در ژل متراکم‌کننده نشان داد. فعـالیت PPO خـوشه گنـدم، در اثر تیمـار ژل، درمحلول سدیـم آزاید (NaN3) و جوشانیدن عصاره ناپدید گردید. در کلیه ارقام مورد آزمایش، فعالیت PPO در مرحله شیری افزایش یافت و از آنجایی که این میزان در ارقام متحمل، 7/1 برابر نسبت به ارقام حساس بیشتر بود، این امکان وجود دارد که بتوان از PPO به عنوان یک نشانگر بیوشیمیایی مقاومت، جهت گزینش منابع مقاوم ژنتیک در برنامه به نژادی استفاده نمود. عملیات فوق‌الذکر برای آنزیم اکسیدکننده پراکسیداز (POX) نیز انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد پراکسیداز سنبله گندم، دارای سرعت واکنش ثابت تا 30 ثانیه، حداکثر جذب فرآورده اکسید شده در 475 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/5 و مناسبترین غلظت سوبستریت گوییکول 200 میلی مول و سوبستریت H2O2 برابر 3/0 درصد می‌باشد. میزان فعالیت ویژه POX براساس پروتئین خام محلول، در کلیه ارقام متحمل و حساس تلقیح شده، در مرحله شیری در مقایسه با شاهدهای مربوطه افزایش قابل توجه داشته و در بیشتر موارد به حداکثر میزان رسید، ولی این افزایش در ارقام متحمل وانگ و حساس فلات به یک میزان و در ارقام متحمل سرمای در حد متوسط و حساس گلستان ناچیز بود. فعالیت POX در ژل بومی پلی‌اکریل‌آمید رنگ‌آمیزی شد. در ژل متراکم کننده تعداد سه باند آیزوزایمی بازی (کاتدیک) و تعداد 7 باند اسیدی (آندیک) در ژل جداکننده آشکار گردیدند. در ارقام متحمل مایه‌زنی شده، تراکم و ضخامت ایزوپراکسیدازها بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. حرارت و تیمار با سدیم آزاید در ژل پلی‌اکریل‌آمید به ترتیب موجب از بین رفتن کامل و یا نسبی فعالیت ایزوزایم‌های POX گردید. عصاره قارچ عامل بیماری فقط یک باند اسیدی را در ژل جداکننده نشان داد.
همچنین در بررسی القای مقاومت، نتایج نشان داد میزان فعالیت ویژه آنزیمهای PPO و POX در مرحله شیری سنبله رقم فلات پس از تیمار با میسلیوم کشته شده و مایه‌زنی با قارچ عامل بیماری در مقایسه با شاهد، بیش از دو برابر بود. همچنین تراکم، ضخامت و تعداد ایزوزایم‌های PPO و POX در الکتروفورز ژل بومی پلی ‌اکریل آمید در نمونه‌های تیمار شده با میسلیوم کشته شده، بیشتر از شاهدهای مربوطه بود.
در ارتباط با کنترل شیمیایی بیماری، گلزار و همکاران (1373) تاثیر چند قارچکش بر فوزاریوز خوشه گندم در گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد قارچکش آلتوکمبی SC460 به میزان 6/0 لیتر در هکتار و در دو بار سم پاشی (یکبار مرحله ظهور خوشه و یکبار نیز در مرحله گلدهی) بیشترین تاثیر را در مقایسه با سایر قارچکش‌های مورد آزمایش داشته و نسبت به شاهد نیز در سطح 1% برتری نشان داده است. از طرفی چون سم‌پاشی در مرحله ظهور خوشه، تاثیر کمتری در مقایسه با زمان گلدهی داشته است، بنابراین می‌توان یک نوبت سم‌پاشی در مرحله شروع گلدهی را توصیه نمود. این نکته هم از لحاظ اقتصادی هم از جنبه زیست محیطی دارای اهمیت است.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

لکه سفید گندم

بيماري سپتوريوز گندم:
عامل بيماري دو گونه قارچ به نام هايSeptoria triticiدر فرم جنسيMycosphaerella graminis
و Septoria nodorum در فرم جنسي Leptosphaeria nodorum
با کشت واريته هاي مکزيکي شدت بيماري در ايران افزايش يافت
پيکنيسپور هاي S. triticiبه شکل استوانه اي مستقيم يا کمي خميده بوده داراي 3-7ديواره عرضي
علائم بيماري :
ابتدا روي برگ هاي پاييني که در مجاورت خاک وجود دارندبه شکل نقطه زرد کوچک ظاهر مي شوند
لکه ها بزرکتر و نکروتيک مي شوند و به رنگ قرمز مايل به قهوه اي مي شوند
نقطه هاي سياه رنگي که در روي برگ ظاهر مي شوند پيکنيديوم ها قارچ هستند
کنترل:
کشت بذر سالم يا ضد عفوني شده
کشت ارقام مقاوم يا متحمل
رعايت تناوب دو ساله همراه از بين بردن بقاياي گياهي و مدفون نمودن آنها با شخم عميق
استفاده از قارچ کش سيستميک propiconazoleزنگ زرد گندم:
زنگ زرد (Yellow rust ) از خطرناکترين بيماريهاي غلات در ايران مي باشد.
به آن زنگ نواري (Stripe rust ) هم مي گويند.
اولين بار در سال 1326 توسط اسفندياري از ايران گزارش شد هم اکنون در تمام گندم کاريهاي ايران گزارش شده است که هر چهار تا پنج سال يکبار به طور اپيدمي و خطرناک بروز مي کند.
خسارت هاي بيماري در شمال ايران بر روي ارقام حساس گندم تا 100% محصول هم گزارش شده است.
علائم بيماري:
زنگ زرد معمولا زودتر از ساير زنگها در بهار ظاهر مي شود.
علائم بيماري ابتدا به صورت جوش يا تاولهاي زرد يا نارنجي در روي برگهاي جوان مشاهده مي شود.
سپس جوش ها به هم پيوسته به صورت خطوط يا نوارهايي در امتداد رگبرگها در دو سطح برگ ظاهر مي شود علاوه بر برگ گاهي محور خوشه، غلافها، گلومل و گلوم ها آلوده مي شوند.
خوشه هاي آلوده دانه هاي بي اندازه کوچک و چروکيده توليد کرده چنين دانه هايي فاقد نشاسته بوده و غير قابل استفاده مي گردند.
عامل بيماري:
گونهPuccinia striiformis wst f.sp tritici عامل زنگ زرد گندم مي باشد يوريديوسپورها يا هاگهاي بهاره اين زنگ يک حجره اي گرد يا مختصرا بيضوي شکل هستند.
سطح يورديوسپورها داراي خارهاي ظريف بوده 8-4 سوراخ تندش در جوانب دارند. تليوسپورها يا هاگهاي پاييزه دو حجره اي هستند ، حجره پاييني آنها داراي پايه کوتاه يا بدون پايه مي باشد.
زيست شناسي:
ميزبا ن واسط اين زنگ شناسايي نشده است مقاومت يوريديوسپورها در مقابل سرما زياد مي باشد و حتي ممکن است زير پوشش برف بقا يابند.
زمستان گذراني زنگ زرد به صورت جوشهاي بهاره در آستارا ديده شده است.
مناسب ترين درجه حرارت براي جوانه زني يوريديسپورهاي نژادهاي مختلف غالبا 10-5 درجه گزارش شده است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط پدرام  | 

دانلود آهنگ های سریال امپراطوری بادها

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط پدرام  | 

دانلود نرم افزار u97

نرم افزار u97

برای دانلود کلید کنید.

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط پدرام  | 

اطلاعات راجع به سیاهک ها

سیاهک :

راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان  

  قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور

 برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه

 این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت

 غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که

 در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه

 در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با

 اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود

 می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای

 که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک

 معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و

 گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای

سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.

بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر

 روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک

 که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد

 تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال

 بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است.

 مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله

Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و

 گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا

شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی

 جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین

 می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری

 قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به

 این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی

 گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو

گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند.

 این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می

 بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به

 علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو

 نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای

 تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع

 برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در

 افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.

برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده

 نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی

 ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا

 سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند

 مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری

 را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند

 ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ

 بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.

با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل

 سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری

 عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است

 روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل

 بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت

 غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه

 های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.

خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به

 Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می

 کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با

حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه

 حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز

 معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر

 منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.

گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند

 واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس

 Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در

 مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم

 غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.

خصوصیات عمومی سیاهکها :

قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و

 در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از

 گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی

ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در

 بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در

 بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و

 به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها

مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی

 کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می

 کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم

 است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و

 شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای

سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو

هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند

 هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند،

در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه

 ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد. در بعضی موارد دو هسته

 ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته

 در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی

ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می

 نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای

سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای

 در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید.

 رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می

 شوند.

دوهسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می

شوند، به هر حال مرحله دوهسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در

 محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و

 سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل

 می دهند.

تلیوسپورها و تکثیر :

تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال

استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori)

 نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه

 ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها

در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی

 توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان

ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند.

 این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با

گونه U.striiformis واقع می شود.

در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و

 متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با

U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می

یابند.

در تعداد کمی جنس مثل Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های

 Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و

 ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با

 وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد

 تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد .

 این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و

بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک

 میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها

سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک

درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.

بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های

دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل

 تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر

 می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد

 میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود.

خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی

 راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم

است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن

 وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و

 بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه

 ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ

 توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است

 ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با

 هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای

 جنسی یا سترون متفاوت است.

تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند،

 جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده

 و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی

 گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی

 گونه های جنوب لازم نبوده است.

علاوه بر حرارت، رطوبت، PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است

 در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.

قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که

این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط

 محیطی بستگی دارد. برای مثال ممکن است میسلیوم اولیه یک شاخه یا

 چند شاخه و بند دار و بدون بند باشد. در بعضی موارد تعداد کمی و یا هرگز

 بازیدیوسپور تشکیل نمی شود و میسلیوم اولیه ممکن است ریسه

دوهسته ای آلوده کننده تشکیل دهد. معمولا بازیدیوسپورها به صورت جانبی

 و یا انتهایی تشکیل می شود و اصولا ممکن است بازیدیوسپورها از تعدادی

 کنیدی که به اسپوریدی ثانویه برمی گردد، و به وجود آید. اگر این نوع

بازیدیوسپور در محیط کشت مغذی جایگزین شود با جوانه زنی چند جمعیت

 تشکیل می دهند و مرحله جور هسته چرخه زندگی سیاهک مشاهده می

 شود.



نفوذ قارچهای سیاهک به گیاهان میزبان:

با اینکه در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومهای اولیه قادرند گیاهان میزبان

 راآلوده کنند، به طورکلی به نظر می رسد بازیدیوسپور و اسپوریدیهای ثانویه

 اولین عوامل آلودگی هستند و لذا بیشترین اهمیت را دارند. اندازه کوچک و

 انتقال طبیعی بازیدیوسپورها و اسپوریدیها مطالعات جریان نفوذ را مشکل

نموده است و لذا جزئیات نسبتا کمی از اهمیت این حادثه دانسته شده

است. با اینکه جنسهای زیادی در مورد چگونگی داخل شدن قارچهای

سیاهک به درون میزبان وجود دارد، بسیاری از این اخبار در تضاد هستند و

تعداد کمی با میکروسکپ الکترونی و نوری پیشرفته تائید می شوند و در

 نتیجه خیلی مطالب برای یادگیری جنبه های زیست شناسی راسته

Ustilaginales باقی مانده است.

در مورد سیاهک هندی گندم به وسیله T.indica شواهد قوی تهیه شد
ه

است به گونه ای که جوانه زنی اسپوریدی ثانویه از طریق روزنه های

استومات روی پوشینه (گلوم و گلومل) داخل میزبان می شود.

خانواده یوستیلاجیناسه (Ustilaginaceae) :

اعضای این خانواده میسلیوم اولیه بند تولید می کنند و بازیدیوسپورهای

جانبی و هم انتهایی تشکیل می شود. میسلیوم اولیه از تلیوسپورها که

 بزودی پس از تشکیل و فقط بعد از یک دوره خواب جوانه می زنند به دست

 می آیند. در بعضی گونه ها میوزها در تلیوسپور وقوع می یابد و هسته به

 طرف میسلیومهای اولیه حرکت می کند و جداره ها سلولها را از هم جدا می

 کند و میسلیومها چند سلولی و چند هسته ای می گردند.

خانواده Ustilaginaceae شامل تعدادی گونه مهم اقتصادی است و برای

 مثال گونه Ustilago avenae عامل سیاهک آشکار یولاف، گونه U.nuda

عامل سیاهک آشکار جو، گونه U.tritici عامل سیاهک آشکار گندم و گونه

 U.maydis عامل بیماری سیاهک ذرت می باشد. علاوه بر اهمیت اقتصادی

 گونه ها، بعنوان عوامل قابل استفاده در تجزیه آزمایشی و آزمایشگاههای

ژنتیکی به کار می روند. مراحل جور هسته و هاپلوئید گونه U.maydis به

راحتی در محیط کشت ساده و اراضی کشت رشد می کنند. با تلقیح برگهای

 جوان به وسیله اسپوریدی ممکن است کمتر از دو هفته تلیوسپورها به

دست آیند و تلیوسپورها قابل جداسازی خواهند بود.

بیماری سیاهک ذرت به وسیله تولید انواع گالها در اندازه های مختلف تشریح

 می شود. عامل بیمارگر در نهایت تلیوسپورهای سیاه و پودری تولید می

کند. هنگامی که جنین آلوده می شود بیشتر خسارت روی میزبان انجام می

 شود، معمولا آلودگی در خوشه، کاکل، برگهای جوان ریشه های میزبان

 ایجاد می شود.

خانواده تیلشیاسه (Tilletiaceae) :

روش جوانه زنی اعضای این خانواده با آنچه در خانواده Ustilaginaceae رخ

 می دهد متفاوت می باشد.

از اعضای شناخته شده خوب در این خانواده جنس Urocystis می باشد.

گونه های این جنس اسپورهای توپی دائمی دارند و لایه بیرونی در سلولهای

 سترون خواهند داشت و با یک یا چند تلیوسپور احاطه می گردند. گونه

U.cepulae عمومی است و بعضی مواقع عامل بیماری در پیازها می باشد،

 جنس Entorrhiza وابسته به خانواده Tilletiaceae بوده ولی خیلی کوچک

 است. اعضای این جنس در خانواده های Cyperaceae , Juncaecceae

آلودگی ریشه ایجاد می کنند. تنها ظهور بیماری تولید تورم گال شکل روی

 ریشه می باشد.

(منبع:www.Faze8Music.Tk)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط پدرام  | 

دانلود فیلم کلبه وحشت ۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط پدرام  |